عباس اقبال آشتيانى

353

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

حاجى طغاى پسر امير سونتاى كه از سال 732 ببعد بجاى پدر حكومت ارمنستان و ديار بكر را داشت و با على پادشاه و قوم اويرات دشمن بود . حاجى طغاى رسولى پيش امير شيخ حسن ايلكانى ببلاد روم فرستاد و او را به حركت به ايران و در دست گرفتن زمام كارها دعوت نمود . امير شيخ حسن هم كه اميرى باكفايت و جاه‌طلب بود يكى از نبيره‌زادگان منگو تيمور پسر هولاگو بنام محمد خان نامزد ايلخانى كرده به طرف آذربايجان عزيمت نمود و خواجه محمد زكريا دخترزادهء خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانى را سمت وزارت او داد . امير شيخ حسن قبل از آنكه به ايران برسد بامير على پادشاه پيشنهاد كرد كه با صلاحديد هم شخصى را به ايلخانى انتخاب كنند و ايشان هريك بولايت خود بروند . امير على بقبول اين پيشنهاد راضى بود ولى امراى او نگذاشتند و كار به جنگ منتهى شد و در 14 ذىالحجه 736 اردوى طرفين در حوالى آلاتاغ صف كشيدند و ختم دعوى موكول به جنگ تن‌به‌تن بين موسى خان و محمد خان گرديد . محمد خان مغلوب شد و خيال فرار داشت ولى امير شيخ حسن غفلة بر سر امير على پادشاه تاخته او را بقتل رساند و موسى خان از معركه گريخته به طرف بغداد منهزم گرديد و امير شيخ حسن با محمد خان بتبريز ورود كرد و دولت امير على و موسى خان به زودى منقرض شد . سلطنت محمد خان ( از ذىالحجه 736 تا ذىالحجه 738 ) - بعد از ورود بتبريز امير شيخ حسن ايلكانى محمد خان را رسما بتخت نشاند و دلشاد خاتون را به جزاى رفتارى كه ابو سعيد در باب بغداد خاتون با او كرده بود به عقد خود درآورد و غير از انتقام غرض او از تزويج دلشاد خاتون يكى نيز اين بود كه اگر آن خاتون كه از ابو سعيد حامله بود پسرى بياورد كسى ديگر آن را آلت داعيهء ايلخانى قرار ندهد و در اين مرحله مدعى امير شيخ حسن نشود . امير شيخ حسن بازماندگان خاندان خواجه رشيد را مورد مرحمت قرار داد و وزارت ايلخانى را به داماد خواجه يعنى امير جلال الدين مسعود شاه اينجو و دخترزادهء او خواجه محمد زكريا واگذاشت سپس قتلهء بغداد خاتون را به جزاى خود رساند و ساتى بيك زوجهء امير چوپان و ارپاگاون را با سيورغان پسر ششم امير چوپان كه از اين خاتون بود بدشت موقان روانه ساخت .